ورزش زورخانه اي
ورزش زورخانه اي
ورزش زورخانهای یا ورزش باستانی نام مجموعه حرکات ورزشی با اسباب و بی اسباب و آداب و رسوم مربوط به آنهاست که در محدوده تاریخی و فرهنگی ایران از گذشتههای دور رواج داشتهاست.
ورزشهای زورخانهای نام دیگر آئین پهلوانی و از ورزشهای سنتی و بنام ایرانیان است. جایی که در آن به ورزش باستانی میپردازند زورخانه نام دارد.
ورزش باستانی در تاریخ ۲۶ آبان ۱۳۸۹ در فهرست میراث معنوی یونسکو از سوی ایران به ثبت رسید.
پیشینه
ورزش و انجام حرکات پهلوانی جز فعالیتهای اصلی روزمره ایرانیان در دوران باستان بودهاست. جامعه آن زمان ارزش خاصی برای ورزشکارانی قائل میشد که برای قدرت بدنی و شجاعت روحی که دراختیار داشتند، شکرگزار بودهاند.
بر پایهٔ تاریخ، زورخانه در حدود هفتصد سال پیش (قرن ۷ خورشیدی) بوسیلهٔ محمود معروف به پوریای ولی که ظاهراً از مردم خوارزم بوده و گویا در سال ۷۷۲ ه. ق . درگذشته؛ به صورت امروزی بازسازماندهی شدهاست. با این حال بر پایهٔ رفتار و منش تاریخی و اسطورههای ایران زورخانه میتواند حداقل در ایران تاریخی بسیار کهنتر داشته باشد. چرا که مردم ایران که از ابتدای تاریخ خود به پهلوانی و کشتی گیری و آمادگی جسمانی نیاز مبرم داشتهاند تا بدستور زرتشت پیغمبر باستانیاش خود را برای یاری اهورا مزدا در چالش با اهریمن نیرومند سازند. به همین روست که هماره ضعف و زبونی را مذموم شمردهاند، در اوستا، نامه مینوی آئین زرتشت چنین آمدهاست:
پهلوانی مردانه را میستائیم که بمردان گشایش دهد، که بهوش گشایش دهد، که تندتر از تند و دلیرتر از دلیر است که بسان بهرهای ایزدی به مرد رسد و مردان را در گرفتاری رهائی بخشد.
آداب ورزش زورخانهای
ورزش زورخانهای آداب و سنتی خاص دارد. آداب و سننی که با تأسی از پهلوانان و دلاوران افسانهای، خُلق و خوی مردانگی و مروت و جوانمردی را در ورزشکاران بر میانگیزد یا نیرو میبخشد. این خصائل نیکو در قالب اشعار و داستانهایی به صورت آهنگین و به همراهی «ضرب زورخانه» که مهمترین ساز این نوع موسیقی است، برای برانگیختن ورزشکاران در هنگام ورزش از سوی «مرشد» خوانده میشود. ورزشکاران هماهنگ با موسیقی مرشد جست و خیر میکنند و حرکات زیبای گروهی یا فردی به نمایش میگذارند.
جایگاه رزم در ورزش
کسانی بر این گمانند که مردان زورخانه در دوران باستان، آیین رزم هم میآموختند و میگویند ابزار و ورزش باستانی شباهت عجیبی به جنگ افزار روزگاران قدیم داشتهاست. با گرز و میل چوبی زورخانه، سپر و تخته بسیار سنگینی که با آن عضله میپرورانند. کمان و کباده زورخانه، در هر حال فنون رزم و ورزش، دیر زمانی است که هریک به راه خود رفتهاند.
حتی چرخ زدن هم آیین رزم خودش را دارد به طوری که جوانی که بر بزرگ تر خود کنده میکشد و از او خواستار است که اول من میچرخم فلسفه آیین رزمی اش این است که میخواهد بگوید بگذار اول من شهید بشم؛ من خواستار جنگ در میدان هستم.
جایگاه امروزی
اگرچه شاید امروز ورزش باستانی دارای رونق کمتری باشد ولی هنوز هم برای کسانی که در گودهای زورخانه پیر شدهاند خاطرهانگیز است. امروزه در تهران ۵۰ زورخانه برقرار است که باشگاه شهید فهمیده، تحت پوشش سازمان تربیت بدنی ایران، میزبان فدراسیون ورزشهای باستانی ایران است. این باشگاه در شمال پارک شهر، خیابان شهید فیاضبخش تهران قرار دارد.
اصطلاحات
این سر و آن سر زدن | بداُفت | بدلکار | بوسیدن و وابوسیدن | پهلوانپنبه | پهلوان زنده را عشق است | پهلوانان صاحب تاج | پیش قبض | پیشخیز | پیشقدم | پیشکسوت | تنکه | جست کلاغ | چرکین کردن. چرکین شدن | چوب تعلیم | حرامی گرفتن | حریف | حقخوانی | خاک کشتی | خانه ورزش | خوشپرگار | ساخته | سرپا | سنگ کشتی | شلنگ و تخته | شنای پیچ | شنای جفتی | شنای کشیده | صاحب زنگ و صاحب ضرب | قاطی شدن | قدر | کارهای ایذائی | کباده زدن | کشتی پاک شدن یا پاک کردن | کشتی در میان ماندن | کشتی گره شدن | کفتربند | کهنهسوار | گل کشتی | گورگه | لنگ | لنگ انداختن | مرشد | دست مریزاد | مشتمال | مشتمالچی | نطعی | نوچه | نوخاسته | نیککار | وارد کردن | واگیر | ورزش با میل
زورخانه
زورخانه مکانى است براى نیرومندى و تقویت روحیه ورزشکارى، تواضع و فروتنى و دورى از تکبر. ورزش های زورخانه ای در فضایی سرپوشیده انجام می شدند و ساختمان آن شبیه سرداب ها و عبادتگاه هایى بود که زورخانه ها از دوران باستان از آنجا ظهور پیدا کرده اند با ظهور اسلام و تاکید بر تربیت نظامی پسران موضوع ورزش کردن آنها جدی تر شد و پس از حمله مغول زورخانه ایجاد شد و در قرن هفتم زورخانه ها به شکل امروزی در آمد. بنا به شهادت برخی از منابع، پوریای ولی نخستین زورخانه را پایه گذاشت.
درب ورودی زورخانه کوچکتر از درهای معمولی طراحی شده است به نحوى که افراد هنگام ورود با حالت خضوع وارد مى شوند و سقف زورخانه بلند و گنبدى شکل، شبیه معابد و مساجد مى باشد. گود زورخانه که محل اجرای حرکات ورزشى زورخانه اى مى باشد به شکل هشت ضلعى به قطر 10 متر ساخته مى شود که 70 سانتى متر پایین تر از سطح کف سالن زورخانه قرار دارد. به منظور جلوگیرى از صدمات به ورزشکاران، سرتاسر لبه گود از جنس چوب و یا پلاستیک نرم پوشیده شده است. در فضای اطراف گود، سکوهایی برای تماشاچیان و جایگاهى مخصوص برای وسایل و ابزار ورزشی در نظر گرفته شده است.
دعا کردن
از کهن ترین آداب زورخانه دعا کردن است که در پایان ورزش انجام مى گیرد دعا ها با همان جنبه هاى اجتماعى و نقطه نظرها با همان اندک تفاوت در صورت، از روزگار باستان تا بدین دوران بر جاى مانده اند.
سردم؛ جایگاه مرشد
سردم محلی منزه و قابل احترام است که مرشد بتواند با تسلط به فضای گود مقدس رسم تشریفات و آداب تعارف های زورخانه ای را در حق مستمعین داخل و خارج ادا کند. چنین رسم است که سردم را با پرهای طاووس و قو زینت می دهند. چون در روزگاران قدیم این قبیل پرها را جنگجویان و سرداران جنگی به کلاه خودهای خود نصب می کردند. نمای سکوی سردم را از سنگ مرمر و یا چوب گردو می سازند و بر بالای آن غرفه ای برپا می دارند که یک طاق نصرت زینت بخش آن است. جای مرشد در کنار در ورودی و نشیمنگاه او بر سکوی نسبتا مرتفعی است که طاق های هلالی یا مربع شکل دارد که یک یا چند زنگ به آن آویخته اند.
زنگ
زنگ که براى هماهنگى هرچه بیشتر ورزشکاران و مرشد و تعویض چشمه هاى ورزشى بکار مى رود شبیه کاسه و از جنس مس است که از وسط آن میله اى آویزان مى شود که با برخورد آن به دیواره کاسه صدایى زیبا تولید مى شود. مرشد در زمان ورود یک شخص والامقام یا ورزشکار برجسته و پیشکسوت به محیط زورخانه زنگ را به صدا در می آورد و ضربه ای به ضرب خود وارد آورده و اشعارى مناسب و حماسی در مدح میهن دوستى و یا اولیاء اله می سراید.
ضرب
ضرب یا طبل مرشد شبیه تنبک ولی از جنس سفال است که دهانه بزرگ آن با پوست نازک دباغی شده، پوشانیده شده است و مرشد با نواختن آن با ریتمى مشخص حرکات ورزشى را آهنگین و هماهنگ نموده و نسبت به ایجاد شور و اشتیاق در بین ورزشکاران و تماشاگران مى کوشد.
میاندار
میاندار ورزشکار نخبه ای است که رهبری عملیات ورزش باستانی و هماهنگی با مرشد را برعهده دارد و ورزشکاران داخل گود مکلف به پیروی از ایشان هستند.
پوشاک مرشد
در گذشته لنگی روی شانه ها می انداختند اما امروزه غالباً با پیراهن ورزشی، جلیقه باستانى و شلوار بلند چرمی یا مخملی روی سردم می نشینند.
شلوار باستانى (نطعى)
در گذشته شلوار، لنگی بوده بر روی پیژامه می بستند و نطعی شلوارى است تا سر زانو و از جنس پارچه ضخیم که بر روى آن توسط نوارهاى رنگى یا سفید بته جقه نقش مى بندند و دورکمر و زانو ها از جنس چرم است.
تخته شنا
یکی دیگر از ورزش هایی که در زورخانه برگزار می شود ورزش شنا است. مرشد پس از خواندن سرنوازی ضربه ای به زنگ می زند و طبل را با یک ضرب متوالی به صدا در می آورد. ورزشکاران تخته های شنا را مقابل خود قرار داده و با هر دو دست روی تخته شنا قرار می گیرند و با سرهای برافراشته به تقلید از میاندار حرکاتی را انجام می دهند.
تخته شنا (شنو) تخته ای است پایه دار که طولش به اندازه 70 سانتی متر و پهنای آن 8 سانتی متر است که دو پایه کوتاه به ارتفاع 5 سانتى متر در زیر، آن را از زمین بالا نگه می دارد. تخته شنا از وسایل اصلی ورزش زورخانه نیست، کما این که بدون آن نیز می توان با گذاشتن کف دست ها به روی زمین شنوهای چهار گانه را انجام داد.
شنا رفتن:
ورزشکاران چهار گونه شنا میروند:
۱- شنای کرسی ۲- شنای دست و پا مقابل ۳- شنای دو شلاقه ۴- شنای پیچ
شنای کرسی: در این شنا ورزشکاران پس از این که تخته شنا را بر کف گود گذاشتند دو سر آن را میگیرند و دو پا را در برابر آن تا آنجا که بتوانند چنان از هم باز میکنند که کف پاهایشان از کف گود بلند نشود و سپس شنا میروند.
شنای دست و پا مقابل: در این شنا، دو دست ورزشکار بر روی تخته به فاصله بیست سانتی متر از هم قرار دارد و پاهای او در امتداد تن کشیده و جفت است.
شنای دو شلاقه: شنای دو شلاقه همان شنای (دست و پا مقابل) است با این فرق که در آن دو بار پیاپی شنا میروند و پس از آن کمی درنگ و خستگی در میکنند و سپس دوباره دیگر پیاپی شنا میروند. این روش را تا پایان ورزش نگاه میدارند.
شنای پیچ: در این شنا مانند شناهای دیگر دستهای ورزشکار بر روی تخته از یکدیگر باز است و او نخست در حرکت اول سر خود را زیر بغل چپ میبرد و تنه خود را به سوی راست میچرخاند و در حرکت دوم، سر خود را زیر بغل راست میبرد و تنه را به سوی چپ میچرخاند و شنا را به همین روش ادامه میدهد.
میل
میل ابزار ورزشی است از چوب استوانه ای شکل مایل به بدنه مخروط. شکل میل تداعی کننده گرز است و قدمت آن به دوره های کهن می رسد. چون ورزش زورخانه ای از ریاضت های اهل فتوت بود از وسیله ای شبیه میل برای ورزیده ساختن خود استفاده می کردند. این ابزار ورزش که در بدو پیدایش احتمالا شبیه گرز و از چوب و آهن ساخته شده بود برای پرورش بدن و مهارت در گرزکوبی به کار می رفته است. میل های چوبی که اکنون نیز رواج دارد از چوب های سختی مانند نارون و گردو و ارژن و زبان گنجشک ساخته می شود. در تومار افسانه پوریای ولی و گل کشتی میرنجات که هر دو به دوران صفویه باز می گردد؛ از میل زورخانه به شکل امروز نام برده شد.
میل داراى وزن هاى مختلفى است و هر میل از 1 تا 15 وزن دارد. میل سنگین در مسابقات جفت 30 کیلوگرم است.
میل بازی
از میل های دیگر کمی کوچک تر و کوتاه تر است و به علت سبکی برای شیرین کاری آن را به بالا پرت می کردند.
میل سبک و سنگین
در گذشته نوعی میل بازی بوده است ولی از چندین سال پیش به نوعی میل که سنگین تر از میل بازی است اطلاق می شود که حرکات شیرین کارى و میل گیرى ساده با آن انجام مى شود.
میل سنگین نیز میل هایی بودند که ورزشکار روی شانه ها می گذاشت و با حرکات چرخشی آنها را می گرداند ولى در مسابقات بین المللى امروزى، حرکاتى مانند میل گیرى با میل سبک انجام مى شود.
میل گرفتن
ورزشکاران در زورخانه هر کدام یک جفت میل از جایگاه ویژه میلها که در بالای گود و نزدیک آن است بر میدارند و نخست میاندار به هر یک از ورزشکاران تعارف میکند که میانداری بپذیرند و اگر کسی نپذیرفت، همان میاندار میلها بر شانه خود میگذارد و دیگران از او پیروی میکنند وبا ضرب مرشد میل گرفتن را آغاز میکنند . میل گرفتن سه گونهاست: میل سنگین ـ میل چکشی یا سرنوازی ـ میل جفتی.
میل سنگین: ورزشکاران با آهنگ ضرب و آواز مرشد آرام و سنگین یک بار میل دست راست را روی شانه و پشت و پهلو و سینه راست میچرخانند و میل دیگر را پیش سینه چپ رو به بالا نگاه میدارند، و بار دیگر میل دست چپ را روی شانه و پشت و پهلو و سینه چپ میچرخانند و میل دیگر را پیش سینه راست رو به بالا نگاه میدارند . این کار به این روش ادامه مییابد.
میل چکشی یا سرنوازی: ورزشکاران با آهنگ ضرب مرشد که تند و با شتاب است میل را بروی شانهها و پشت و پهلو و سینه به تندی میچرخانند.
میل جفتی: نخست دو میل را در برابر هم روی سینه نگاه میدارند سپس پی در پی باهم به پس میبرند و بازمیگردانند. ورزشکاران پس از میل گرفتن برای در کردن خستگی دسته میلها را در دست میگیرند و ته آن را بر کف گود میگذارند و میلها را تک تک پیش و پس میبرند و مینشینند و بلند میشوند. این گونه نرمش و میل گرفتن راخم گیری میگویند.
کباده
یکی دیگر از ابزارهای ورزش باستانی کباده است. کباده شکلی از همان کمان جنگی است. این وسیله را در فرهنگ های فارسی به معنای کمان نرم و سست که مخصوص مشق کمان کشیدن است، ضبط کرده اند. غلامرضا انصافپور به نقل از کتاب مینوی خرد معتقد است از این کمان آمادگی یا کمان مشق برای جنگ با اهریمن استفاده مى شده است. در فرهنگ دهخدا از نوعی کمان مشقی برای قوی شدن کتف کمانداران نام می برند. تصور می رود کباده های اولیه به صورت و هیئت کباده های کنونی نبوده است. اکنون کباده ها را از آهن خالص می سازند و تنه آن حالت فنری ندارد.
کباده های زورخانه قرن هاست که به دو شکل است یکی بدنه ای کمانی یا مقوس دارد که آهنین و سنگین است و در مقابل برای حفظ تعادل زهی زنجیری و بلند به دو سر آن آویخته بودند. در زورخانه ها معمولا دو جور کباده وجود داشت یکی سبک برای تازه کارها و دوم سنگین برای ورزشکاران سابقه دار.
وزن کباده معمولى 14 کیلوگرم، طول کمان آن 150 و طول زنجیر آن 200 سانتى متر است.
کباده کشیدن
کباده را همه ورزشکاران نمیکشند و کسانیکه بخواهند بکشند پس از چرخ زدن دوتا دوتا یا تک تک از مرشد یا پیش کسوت «رُخصت» میگیرند و هر کدام کبادهای برمیدارند و با دو دست در بالای سر نگه میدارند. کباده کشیدن به این گونهاست که ورزشکار کمان کباده را با دست راست و زنجیر آن را با دست چپ میگیرد (و برخی هم از ورزشکاران برعکس) و بالای سر در این حالت دو بازوی او کمی تا شدهاست نگه میدارد. و با ضرب و آواز مرشد، یک بار دست راست را در امتداد شانه نگاه میدارد و دست چپ را بر روی سر خم میکند و میخواباند و بار دیگر دست چپ را در امتداد شانه نگاه میدارد، و دست چپ را بر روی سر خم میکند و میخواباند و بدین گونه ورزشکار کباده کشیدن را ادامه میدهد. او باید به روی پنجههای دو پا به ایستد و با آهسته و نرم حرکت دادن کباده پا به پا بشود و پیش و پس برود.
سنگ
وسایلى که در حال حاضر به اسم سنگ در زورخانه متداول است دو قطعه تخته سنگ حجیم به شکل نعل کفش های قدیمی است که در قسمت بالای آن مربع و در پایین منحنی است و در وسط هر یک از سنگ ها سوراخ و دستگیره ای در نظر گرفته شده و در دو طرف دستگیره برای جلوگیری از خراش برداشتن دست ورزشکار قطعات نمد می گذارند. سنگ های زورخانه وزن مشخصی نداشت وزن آن بستگی به اندازه و سلیقه کسی که آن را سفارش داده بود در نظر گرفته می شد. در مسابقات بین المللى وزن سنگ هر یک از سنگ ها 20 کیلو گرم، طول آن 100 و عرض آن 70 و ضخامت سنگ 5 سانتى متر است. سنگ زورخانه به گفته پژوهشگران همان سپر است و ورزشکاران برای قوی کردن بازو ها از آن استفاده می کردند. در عراق به سنگ «باب خیبر» می گویند تا یاد حضرت علی در شکستن در قلعه خیبر را گرامی بدارند.
سنگ گرفتن
سنگ گیرنده در بالای گود در جایی از زمین که لنگ انداختهاند به پشت میخوابد و سه بالش، یکی را زیر سر و دوتای دیگر را زیر بازوی راست و چپ میگذارد و دو سنگ با دو دست خود چنان میگیرد که سرهای هلالی آن دو به سوی سرش باشد و پی در پی به پهلوی چپ و راست میغلطد. هنگامی که بر پهلوی چپ است سنگی را که در دست دارد مستقیم چنان بالا میبرد که بازوی خمیدهاش راست شود و به همان شیوه هنگامی بر پهلوی راست است سنگی را که در دست چپ دارد مستقیم به بالا میبرد. این گونه سنگ گرفتن را غلطان میگویند. گونه دیگر سنگ گرفتن آن است که ورزشکار به پشت میخوابد و پاهایش را دراز میکند و دو سنگ را باهم پی در پی روی سینه بالا و پایین میبرد، این سنگ گرفتن را جُفتی مینامند. مرشد، سنگ گرفتن ورزشکاران را تا (۱۱۷) یا (۱۱۴) بار میشمارد و اگر سرگرم ضرب گرفتن برای ورزشکاران درون گود باشد، یکی از دوستان سنگ گیرنده سنگهای او را میشمارد. شماره (۱۱۷) و (۱۱۴) مسان باستانی کاران مقدس است و مرشد یا دیگران از این دو شماره بیشتر نمیشمارند. (۱۱۷) اشاره به صد و هفده تن کمربسته مولا است و (۱۱۴) اشاره به یکصد و چهارده سوره قرآن است. سنگ شمار یا مرشد پیش از سنگ گرفتن برای شور بخشیدن به سنگ گیرنده (سرنوازی) میخواند:
هر کار که میکنی بگو بسم اللهتا جمله گناهان تو بخشد الله دستت که رسد به حلقه سنگ بگو لا حول ولا قُوه الا بالله
و سپس شمارش را چنین آغاز میکند:
لا حُولَ وَلا قُوهَ اِلا بِالله العلی الَعظیم.
بِسِم اللهِ الّرحمنِ الرحیم
اول خدا - دو نیست خدا - سبب ساز کل سبب یا (سید کائنات) چاره ساز بیچارگان الله - پنجه خیبر گشای علی - شش گوشه قبر حسین - امام هفتم باب الحوایج - قبله هشتم یا امام رضا - یا اما محمد تقی روحی فداه و جسمی - دهنده بی منت الله - یا امام حسن عسگری دخیل - جمال امام زمان صلوات. یا (جمال هشت و چهار صلوات) - زیاده باد دین خاتم انبیاء - ای چهارده معصوم پاک - نیمه کلام الله مجید - شانزده گلدسته طلا - صد و هفده کمر بسته مولا - خدای هجده هزار عالم و آدم - بر بی صفتان روزگار لعنت - یا (بر نمک نشناس لعنت) - بیس (بیست) لعنت خدا بر ابلیس - یک بیس (بیست و یک) آقای قنبر علیس (علی است) - دوبیس مرد دو عالم علیس - چاربیس بیمار دشت کرب و بلا (کربلا) یا (ناز چهار ستون بدنت) - پنج تن زیر کسا - شش ساق عرش مجید یا (باقر العلوم بعد از نبی) علی است - سه بیس یا علی مثلت کیس(کیست) هفت بیس یا علی موسی بن جعفر - هش بیس یا علی بن موسی الرضا - نُه بیس نوح نبی الله - سی ختم کلام الله - یک سی گرفتی ماشاءالله - دوسی برایش ذولفقار - نیستی جان کفار - چاره بیچارگان خود الله - دادرس درماندگان خود مولا - یا ابوالفضل العباس دخیل - یا موسی بن جعفر - یا علی بن موسی الرضا بطلب - نه سی طوفان بلا - چهل ختم اولیاء و انبیاء - یک چل بزرگ است خدا - دو چل محمَّد است مُصطفا - سه چل علیس شیر خدا - چار چل یا فاطمه زهرا - پنج چل خدیجه کبرا ام المؤمنین - شش چل ابراهیم خلیل الله - هفت چل موسی کلیم الله - هش چل عیسی روح الله - نه چل آدم صفی الله - پنجاه، هزار بار بر جمال خاتم انبیاء صلوات - ز آدم و حّوا دگر نبی الله - شعیب و یوسف و یعقوب - پس خلیل الله - ملائکان مُقّرب - دگر ز جبرائیل - ز حسُن یوسف - جمال شصت بند دیو، علی را صلوات .
در این هنگام مرشد برای دنبال کردن شماره و رساندن آن به (۱۱۴) یا (۱۱۷) از پنجاه به پایین میشمارد بدینگونه:
نه چل آدم صفی الله - هش چل عیسی روح الله - هفت چل موسی کلیم الله . . . . . . . تا به شماره یک برگردد. (۱۷) شماره یا (۱۴) شماره بازمانده از (۱۱۷) یا (۱۱۴) را دوباره از یک به بالا میشمارد. ولی اگر مرشد از شماره شصت به پائین شمرده باشد سه شماره یا شش شماره به یک مانده که روی هم (۱۱۷) یا (۱۱۴) شماره میشود شماره را به پایین میرساند. البته این اندازه شمارش در صورتی پیش میآید که سنگ گیرنده به تواند (۱۱۷) یا (۱۱۴) بار سنگ بگیرد.
چرخ زدن:
چرخ زدن از جمله حرکات در ورزش زورخانهای بودهو بر پنج گونهاست:
۱- چرخ جنگلی ۲- چرخ تیز ۳- چرخ سبک و چمنی ۴- چرخ تک پر ۵- چرخ سه تک پر
چرخ جنگلی: ورزشکار در میان گود میآید و دستها را در امتداد شانه نگاه میدارد و به نرمی خود را تکان میدهد و آرام و همآهنگ با صدای ضرب مرشد، دور گود میچرخد.
چرخ تیز: ورزشکار درمیان گود یا دور گود بسیار تند به دور خود میچرخد . گاهی سرعت چرخ آنقدر زیاد میشود که هیکل چرخنده را نمیتوان تشخیص داد.
چرخ سبک و چمنی: ورزشکار در چرخ سبک و چمنی نه تند و نه آرام بلکه سنگین و زیبا به درو خود میچرخد و با چرخ دور گود را هم میپیماید.
چرخ تک پر: ورزشکار پس از یک بار بدور خود چرخیدن، یک بار هم به هوا میجهد و در هوا چرخی به دور خود میزند. گاهی هم چرخنده دو دست راست را روی هم بر سینه میگذارد و چرخ میزند. معمولاً ورزشکار تک پرها را در هوا در گوشههای گود انجام میدهد.
چرخ سه تک پر: ورزشکار سه بار به دور خود میچرخد آنگاه یک تک پر در هوا میزند. مرشد برای هر یک از چرخها آهنگی ویژه بر ضرب میگیرد
پازدن
پازدن یکی از حرکتهای ورزش باستانی است.
پیش از آغاز پازدن میاندار در میان گود میایستد و ورزشکاران پیرامون او گرد میآیند. نخست پای آرامی میزنند که به آن پای نرم میگویند و آن چنین است که ورزشکار پنجه یک پا را اندکی از زمین بلند میکند و بر روی پنجه پای دیگر، خود را تکان میدهد و به آرامی پیش و پس میرود.
ورزشکاران در زورخانه چهار جور پا میزنند:
- پای اول (پای چپ و راست)
- پای جنگلی
- پای تبریزی اول و دوم و پای سوم
- پای آخر
پای اول
ورزشکاری روی پنجه پا میایستد و پایها را پی در پی به چپ و راست میگذارد. بدین گونه که یک بار پای راست را در کناره بیرونی پای چپ میگذارد و در پی آن پای چپ را در کناره بیرونی پای راست میگذارد و این کار را تند و پی در پی ادامه میدهد و در همین حال تن خود را نرم و آرام میجنباند
پای جنگلی
ورزشکار روی پنجههای پا میایستد و با آواز و صدای ضرب مرشد یک بار سنگینی بدن خود را روی پنجه پای چپ میاندازد و پای راست را به پیش پرتاب میکند و بار دیگر روی پنجه پای راست میایستد و پای چپ را به پیش پرتاب میکند. این کار تند و پی در پی انجام میگیرد گاهی ورزشکار، میان پای جنگلی زدن رخصت میطلبد و میان گود میآید و میچرخد. در این هنگام ورزشکاران دیگر در کنار گود میایستد و او را نگاه میکنند.
پای تبریزی
الف ـ پای اول: ورزشکار همآهنگ با ضرب مرشد، هر بار بر یکی از دو پای خود تکیه و پای دیگر را به پیش پرتاب میکند. در اینحرکات دستها نیز میجنبد.
ب ـ پای دوم: پس از پای اول، میاندار از میان گود با دست به مرشد اشاره میکند و مرشد بی درنگ آهنگ ضرب را تند میکند و میاندار به شرح زیر (دو پا) میزند، یکبار پای راست و بار دیگر پای چپ را به پیش پرتاب میکند و آنگاه پایها را یکی یکی کمی از زمین برمیدارد و میگذارد و در این حال تمام بدن خود را نیز به نرمی تکان میدهد.
ج ـ پای سوم: پس از پای دوم میاندار باز با دست به مرشد اشاره میکند و مرشد آهنگ ضرب را عوض میکند . در این هنگام میاندار «سه پا» مانند «دو پا زدن» است با این فرق که ورزشکار سه پا را پشت سر هم یکی پس از دیگری پرتاب میکند و آنگاه کمی درنگ میکند و دوباره همین روش پا میزند.
پای آخر
ورزشکار روی پنجههای دو پا میایستد و با آواز مرشد تند و پشت سر هم پاها را بلند میکند و یکی پس از دیگری به عقب میبرد و باز میگرداند گویی دوندهای است که در جای خود ایستادهاست و پیش نمیرود.
استاندارد وزن و ابعاد وسایل ورزشی زورخانه

با مدعی مگویید اسرار عشق و مستی تا بی خبر بمیرد در کبر و خودپرستی